امیدبهار

خرید بک لینک

زن هم زن های قدیم............................بخون و بخند

بررسی ساعات شبانه روز در زمان قدیم و حال برای زنان

صبح ساعت ۵

قدیم: به آهستگی از خواب بیدار می شود. نماز میخواند و سپس به لانه مرغها میرود تا تخم مرغها را جمع کند

جدید: مثل خرچنگ به رختخواب چسبیده و خر و پف میکند.


صبح ساعت ۶

قدیم: شیر گاو را دوشیده است ، چای را دم کرده است ، سفره صبحانه را باعشق و علاقه انداخته و با مهربانی مشغول بوسیدن صورت آقای شوهر است تا از خواب بیدار شود.

جدید: بازهم خوابیده است

صبح ساعت ۷

قدیم: مشغول مشایعت آقای شوهر است که از در خانه بیرون می رود و هزار تا دعا و صلوات برای سلامتی شوهر کرده و پشت سرش به او فوت میکند.

جدید: هنوز کپیده است.

صبح ساعت ۱۱

قدیم: مشغول رسیدگی به بچه ها و پاک کردن لپه برای درست کردن ناهار است.

جدید: تازه چشمانش را با هزار تا ناز و عشوه باز کرده و با دست در حال بررسی جوش های روی صورتش است

ظهر ساعت ۱۲

قدیم: مشغول مزه کردن پلو به جهت تنظیم نمک آن است.

جدید: در حال آرایش کردن با همسایه طبقه بالا در مورد انواع مدیتیشن صحبت می کند

ظهر ساعت ۱۳

قدیم: در حال شستن جوراب و لباس های آقای خانه درون طشت وسط حیاط خلوت میباشد.

جدید: در حال روشن کردن ماشین لباسشویی ، ماشین ظرفشویی و البته غرغر کردن است.

ظهر ساعت ۱۴

قدیم: در حال مالیدن پای آقای شوهر که برای خوردن ناهار به خانه آمده است میباشد. جهت حض جمیل بردن آقای شوهر ، دامن گل گلی خود را پوشیده است.

جدید: در حال انداختن یک غذای آماده درون میکرفر بوده و در همان حال در حال تماشای Farsi1 می باشد.

ظهر ساعت ۱۵

قدیم: در حال جارو کردن حیاط خانه و تمیز کردن لانه مرغها و بردن علوفه برای گاوشان می باشد.

جدید: با یکی از دوستانش به پاساژ صدف برای خرید رفته است.

عصر ساعت ۱۶

قدیم: مشغول شستن پاهای کودکشان است که به دلیل دویدن در کوچه خونی شده است.

جدید: در حال پرو کردن لباس های خریداری شده است. در همان حال هم نیم نگاهی هم به شکم خود دارد که جدیداً چاقی را فریاد می کشد.

عصر ساعت ۱۷

قدیم: دم در خانه ایستاده است تا آقای شوهر بیاید.

جدید: در لابی نشسته است تا با آقای شوهر به خرید برود.

عصر ساعت ۱۸

قدیم: برای شوهر خود چای آورده و مانند یک خانم کنار شوهرش در حال صحبت با او است.

جدید: از این مغازه به آن مغازه شوهر بیچاره خود را می برد.

شب ساعت ۱۹

قدیم: سفره شام را انداخته و شوهر را برای خوردن شام دعوت میکند.

جدید: هنوز در حال خرید است.

شب ساعت ۲۰

قدیم: در حال شستن ظروف شام ، کنار حوضه خانه است.

جدید: کماکان در حال خرید است.

شب ساعت ۲۱

قدیم: در حال چاق نمودن قلیان آقای همسر میباشد.

جدید: در رستوران ، پیتزا میل می فرمایند.

شب ساعت ۲۲

قدیم: رختخواب ها را پهن کرده است برای خوابیدن . در حال ریختن گل سرخ روی متکای آقای خانه است تا خوش بو شود.

جدید: در حال غرغر کردن بر سر وضعیت ترافیک است.

شب ساعت ۲۳ و ۲۴

قدیم: …

جدید: در حال مشاهده TV هستند ایشون ، لطفاً مزاحم نشوید
  امیدبهار...

ما را در سایت امیدبهار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: امید بازدید: <-PostHit-> تاريخ: شنبه 30 دی 1391 ساعت: 23:45

شما هم اینجوری بودین ؟!
 
 
438892_IDxUaWA0

اسم : غلام


فامیل : غلامی


غذا : غلام پلو


میوه : غلام سبز


شغل : غلام فروشی


شهر : غلام رود


کشور : غلامستان


گل : غلام بو


اشیا : غلام پلاستیکی


ماشین : همونی که غلام سوار میشه ! (اسمشو نمیدونم)  
 

امیدبهار...

ما را در سایت امیدبهار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: امید بازدید: <-PostHit-> تاريخ: شنبه 30 دی 1391 ساعت: 23:40

سبدی شگفت انگیز برای پیک نیک
 
 
در آب و هوای مناسب می توان برای پیک نیک با دوچرخه به یک پارک رفت و از زیبایی های طبیعت لذت برد. به همین منظور طراح هلندی jeriël bobbe سبدی شگفت انگیز برای روزهای پیک نیک طراحی کرده است که به راحتی به پشت دوچرخه متصل می شود و حمل آن را آسان تر می کند.

این سبد همه ی وسایل مورد نیاز برای پیک نیک از جمله بشقاب، فنجان و قاشق و چنگال، همچنین فضای کافی برای مواد غذایی را فراهم می سازد، علاوه بر آن به راحتی تغییر شکل داده و به یک میز و دو صندلی برای نشستن تبدیل می شود.


 

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

گروه اینترنتی خورشید - khorshidgroup.org

 

امیدبهار...

ما را در سایت امیدبهار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: امید بازدید: <-PostHit-> تاريخ: شنبه 30 دی 1391 ساعت: 23:35

پسرا

پسر در حال دویدن


زااااارت (صدای زمین خوردن)


رفیق پسر: اوه اوه شاسکول چت شد؟


خاک بر سرت آبرومونو بردی الاغ، پاشو گمشو!

(شپلخخخخخ “صدای پس گردنی”)


یه رهگذر: چیزی مصرف کردی؟یکم کمتر میزدی خب!!


یک خانوم جوون رهگذر: ایییییش پسر دست و پا چلفتیِ خنگ!
دخترا


دختر در حال راه رفتن…


دوفففففففسک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش)


رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی؟ فدات شم! الهی بمیرم! چی شدی تو یهو؟ وااااااااااای…


یه رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخوای برسونمت دکتری جایی؟


یک پسر جوون رهگذر: ای وای خانوم حالتون خوبه؟ دستتونو بدین به من!


من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین،با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین!!
 

امیدبهار...

ما را در سایت امیدبهار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: امید بازدید: <-PostHit-> تاريخ: شنبه 30 دی 1391 ساعت: 23:26

یکی بود ، یکی نبود

با او باشید تا هیچوقت تنها نباشید

داستان جذابیت


یکی بود ، یکی نبود



یکی بود ، یکی نبود. آن یکی که وجود داشت ، چه کسی بود؟ همان خدا بود وغیر از خدا هیچکس نبود. این قصه را جدی بگیرید که غیر از خدا هیچ کس نیست .

دختر دانش آموز صورتی زشت داشت. دندان هایی نامتناسب با گونه هایش، موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره. روز اولی که به مدرسه جدید آمد، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند! نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت. او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید :
میدونی زشت ترین دختر این کلاسی ؟
یک دفعه کلاس از خنده ترکید …
بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند. اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای در میان همه و از جمله من پیدا کند :
- اما بر عکس من، تو بسیار زیبا و جذاب هستی.
او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او اعتماد کرد و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او هم گروه باشند.
او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود. به یکی می گفت چشم عسلی و به یکی ابرو کمانی و … به یکی از دبیران، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود. آری ویژگی برجسته او در تعریف و تمجید هایش از دیگران بود که واقعاً به حرف هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه های مثبت فرد اشاره می کرد. مثلاً به من می گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می گفت بهترین آشپز دنیا !
و حق هم داشت. آشپزی خواهرم حرف نداشت و من از این تعجب کرده بودم که او توی هفته اول چگونه این را فهمیده بود.
سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم و بدون توجه به صورت ظاهری اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم.
5 سال پیش وقتی برای خواستگاری اش رفتم، دلیل علاقه ام را جذابیت زیادش می دانستم و او با همان سادگی و وقار همیشگی اش گفت :
- برای دیدن جذابیت یک چیز، باید قبل از آن جذاب بود !
در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم. دخترم بسیار زیباست و همه از زیبایی صورتش در حیرتند.
روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست ؟
همسرم جواب داد :
- من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم.


شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند
عشق بورز به آنهایی که دلت را شکستند
دعا کن برای آنهایی که نفرینت کردند
و بخند که خدا هنوز آن بالا با توست
 

امیدبهار...

ما را در سایت امیدبهار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: امید بازدید: <-PostHit-> تاريخ: شنبه 30 دی 1391 ساعت: 17:23

پسرها وتقلب در امتحان

هی یادش بخیر ما هم از این کارو میکردیم یه بار مدیر مچمونو گرفت کتک خوردیم درست حسابی ۵ابتدایی بودیم جای همتون خالی . هههههه واقعا یادش بخیررر 

امیدبهار...

ما را در سایت امیدبهار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: امید بازدید: <-PostHit-> تاريخ: شنبه 30 دی 1391 ساعت: 16:13

بدو بخند



ای تو روحت با این شوخی کردنت نفله



اون چیه که زنها میدن مردها میخورن؟؟حرص


اون چیه که مردها در میارن زنها میخورن؟پول

اون چیه که زنها باز میکنن مردها میزارن توش؟حساب بانکی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سلام .شمارتو دادم به خواهر یکی از دوستام بهت زنگ میزنه یک ماهه که طلاق گرفته احتیاج به هم صحبت داره بزار باهات درد و دل کنه من خیلی ازت تعریف کردم ضایع بازی در نیاری گفتم که شما زن داری ببرش تفریح عاشق چای و قلیونه خوشگله و اهل حاله(ستاد ایجاد ذوق و روحی کاذب در مردادن متاهل)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اینایی که میرن تو دستشویی یه ساعت می مونن ، همونایی هستن که دل ندارن از پشت کامپیوتر پاشن برن دستشویی !
کلا دل کندن سخته براشون

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

غضنفر خرش می میره مردم میگن بریم برای مسخره بهش تسلیت بگیم وقتی میرن غضنفر میگه اصلا فکر نمی کردم خرم این همه فامیل داشته باشه

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

با همه وجودم سرم رو رویشونه های مهربونت میزارم و یواشکی دماغمو با لباسات پاک میکنم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به زنه میگن چند درصد دعاهات مستجاب میشه ؟
میگه : فقط ۵۰%
میگن ازکجا فهمیدی ؟
میگه : ازخدا خواستم شوهرم خرپول باشه ، خر هست اما پول نداره

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دفاتر ازدواج اعلام کردند :
با هر ازدواج دائم ، یک ازدواج موقت هدیه بگیرید !!!
هیچکس تنها نیست حتى همسر اول

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چیزمو ول کن !
- خودت چیزمو ول کن !
+ چیز خودمه !
- نخیرم ، چیز خودمه !
“کشمکش دو بچه موش سوسول تازه خارج از کشور رفته بر سر یه تیکه پنیــــــر

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تو دنیا یکی هست که فقط برای تو نفس می کشه...
...
...
اون هم دماغته


_______________________________________________________________


دیروز رفتم بقالی سر کوچمون یه دختر و پسر دوقلو خوشگل کوچولو تو بقالی بودن


بعدش من لپای دختررو کشیدم گفتم اسمت چیه ؟

پسره عصبی شد گفت زهرا اسمتو بهش نگو


_______________________________________________________________

رفتم تو دکه روزنامه خبر بخرم

یه زنه اومده میگه آقا ببخشید آدامسه موزی دارید؟

مرده یه آدامس موزی بهش داده، زنه میگه نه یه طعم دیگشو میخوام

_______________________________________________________________

همین الان از آسمون زنگ زدن گفتن قشنگ ترین فرشته شون گم شده...
...
یه وقت منو لو ندی!

_______________________________________________________________

به همسرت نیکی کن. اگر همسر نداری به دوست دخترت نیکی کن. اگر دوست دختر نداری یکی پیدا کن. اگر پیدا نکردی تلاش کن. اگر تلاشت نتیجه نداد... خاک بر سرت کنن بی عرضه بی خاصیت


_______________________________________________________________

به بابام میگم میخوام برم سمت گیاهخواری ..


نظرت چیه ؟!

بابام : آفرین پسرم خیلی هم خوبه مگه تو چیت از بـُـز کمتره !!!


_______________________________________________________________

از دستشویی اومدم بیرون، همکارم منتظر وایستاده منو دیده میگه،

تو بودی تو دستشویی؟ میگم پـــ ن پــــــ سه نفر دیگه هم بودن، من اول شدم!

_______________________________________________________________

زنگ زدم 115، میگه آمبولانس میخواین قربان؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ یه پلیس 110 میخوام,

_______________________________________________________________

یارو میره جبهه فرداش بر میگرده میگن چرا برگشتی؟ میگه پدر سوخته ها به قصد کشت تفنگ بازی میکردن

_______________________________________________________________


شباهت زن دوم با انرژی هسته ای:


1- هر دو حق مسلم ماست


2- مخفیانه باید انجام شود


3- در مواقع ضروری استفاده میشود


4- وقتی لو رفت جنگ میشود

_______________________________________________________________

عزیزم!
دو
...
دوس
...
دوست
...
سخته بگم
...
دوست
...
دو سه تا اس ام اس جدید داریم برام بفرستی؟

_______________________________________________________________


هرجای دنیا که باشی و هر کاری که داری میکنی

اینو بدون که یک قلب هست که همیشه واسه تو میتپه

اونم قلب خودته…
 

امیدبهار...

ما را در سایت امیدبهار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: امید بازدید: <-PostHit-> تاريخ: شنبه 30 دی 1391 ساعت: 15:40

مقایسه قلب پسرا و دخترا

تو رو خدا دقت کنید عجب قلبی دارن این دخترا


 

امیدبهار...

ما را در سایت امیدبهار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: امید بازدید: <-PostHit-> تاريخ: شنبه 30 دی 1391 ساعت: 15:34

عکس های یک دختر در جاهای مختلف118 بازدید

dokhtar ghashang عکس های یک دختر در جاهای مختلف

امیدبهار...

ما را در سایت امیدبهار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: امید بازدید: <-PostHit-> تاريخ: شنبه 30 دی 1391 ساعت: 15:14

مردان تا چند سالگی برای پدرشدن فرصت دارید؟!

 

با اینکه در این مطلب از مردانی نام می بریم که حتی در 95سالگی هم بچه دار شده اند اما حقیقت این است که بعد از یک سن، شانس پدر شدن به سرعت کاهش می یابد. فکر می کنید کدام سن؟

این روزها شنیدن این خبر که مردی بعد از 40 سالگی صاحب نخستین فرزند خود شده است چندان عجیب نیست. مشکلات اقتصادی و تغییر فرهنگ جامعه باعث شده بسیاری از مردان دهه سوم زندگی را برای تشکیل خانواده انتخاب کنند و تازه بعد از چند سال به فکر پدر شدن بیفتند.

بسیاری از مردم تصور می کنند، مردان در سنین بالا هم برای بچه دار شدن مشکل ندارند و این خانم ها هستند که به دلیل شرایط فیزیکی خود باید تا قبل از رسیدن به سن یائسگی صاحب فرزند شوند. اما تحقیقات نشان می دهد واقعیت غیراز این است.

چند هفته قبل خبری منتشر شد که یکی از بهترین و بزرگ ترین فوتبالیست های تاریخ در انتظار تولد نخستین فرزندش به سر می برد. «دیگو مارادونا» بازیکن سابق تیم ملی آرژانتین که اکنون 51 سال دارد تا 5 ماه دیگر از همسر 34 ساله خود به نام «ورونیکا اوجدا» صاحب فرزند خواهد شد. البته مارادونا قبلا یک بار ازدواج کرده بود که حاصل آن 2 دختر به نام های «دالما» و «جیاناست»

اما این خبر سؤالی را در ذهن بسیاری از ما به وجود می آورد که مردان تا چه سنی می توانند صاحب فرزند شوند؟

آیا افزایش سن پدر شدن می تواند خطری برای کودکان به همراه داشته باشد؟ چه افراد مشهور دیگری بودند که بعد از 50 سالگی طعم پدر شدن را تجربه کردند؟ پیرترین پدر تاریخ چه کسی بوده است؟ در این مطلب سعی می کنیم به این سؤالات جواب بدهیم.

آیا پدر شدن محدودیت دارد؟

همه ما می دانیم که با افزایش سن مادر خطر احتمال بروز مشکلات ژنتیک بیشتر می شود که در نهایت می تواند منجر به سقط جنین شود، اما تا چند سال پیش پزشکان اطلاعات زیادی در مورد تاثیر سن پدر روی جنین نداشته اند.

با اینکه تعداد مردانی که در سنین بالای 30 سال برای نخستین بار پدر شدن را تجربه می کنند در حال افزایش است اما تحقیقات نشان می دهد این کار خطرهای جسمی و ذهنی را برای فرزندان آنها افزایش می دهد.

این مطالعات نشان می دهد مردان در سنین بالا معمولا صمیمیت و ارتباط کمتری با کودکان خود دارند و در عین حال فرزندانشان هم بیشتر دچار بیش فعالی یا دیگر مشکلات روحی می شوند. آخرین بررسی های انجام شده توسط دانشمندان فرانسوی در سال 2008 اثبات کرد، مردان هم مانند زنان دارای یک ساعت بیولوژیکی هستند.

این بدان معناست که با افزایش سن احتمال بچه دار شدن آنها کاهش پیدا می کند. براساس شواهد احتمال بارداری موفق، درصورتی که مرد بالای 35 سال باشد کم می شود و درصورتی که سن او بیش از 40سال باشد این احتمال به شدت پایین می آید.

با اینکه مردانی را نام بردیم که حتی در 95 سالگی هم بچه دار شده اند اما حقیقت این است که بعد از 41 سالگی شانس پدر شدن به سرعت کاهش می یابد. شبعد از 45 سالگی وضعیت واقعا بدتر می شود و مردانی که تاکنون صاحب فرزند نشده اند، باید حتما در این مورد فکر کنند.

در فاصله بین 41 تا 45 سال احتمال پدر شدن از 60 به 35 درصد کاهش پیدا می کند و همین موضوع نشان می دهد افزایش سن چه تاثیری روی کیفیت اسپرم ها دارد.

امیدبهار...

ما را در سایت امیدبهار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: امید بازدید: <-PostHit-> تاريخ: شنبه 30 دی 1391 ساعت: 14:45

صفحه بندی